در راسته بلورفروشهای خیابان شوش
اینجا بازار شوش است جایی که خرید ظرف و کریستال از روی نیاز نیست! اینجا بیشتر خانمها ظرف را نمیخرند برای اینکه از آن استفاده کنند بلکه میخرند تا با هزینه بسیار بالا چشم فامیل را شده حتی برای یک شب خیره کنند بلکه از حدقه درآورند. اینجا هجومها برای خرید ظرفهایی است که بیشتر آنها نمونه بارزی است برای گنجشکهایی که به شکل قناریرنگ شده است.
برای بستن دهان خانواده شوهر
و فامیل مجبوریم این همه هزینه کنی
م
زمان ما کریستال این قدر زیاد نبود برای همین اگر هم کریستالی میخریدیم مطمئن بودیم که اصل است. کریستالهای آن زمان آنقدر ارزشمند بودند که نوعی سرمایه حساب میشدند چون بعد از سالها اگر من جعبه کریستال را داشتم میتوانستم به راحتی بفروشم یا با مدل جدید بازار تعویض کنم اما کریستالهای امروز کمتر اصل هستند برای همین است که باید پول زیادی برای خرید آن بدهیم اما باید انتظار اینکه این پول به دستمان برگردد، نداشته باشیم.راستش من از دیدن قیمتها متعجب شدم اما چارهای ندارم. آدم دختردار محکوم است خود را به هزار و یک آب و آتش بزند تا بتواند جهازی بخرد که دخترش در بین خانواده شوهر سرکوفت نشنود. قبول دارم که این جهازهای امروز صرفاً برای بستن دهان خانواده شوهر و فامیل هستند و اگر نیمنگاهی به این همه وسیله رنگ و وارنگ گرانقیمت بیندازیم، میبینیم که کمتر کار راهانداز و بهدردبخور هستند اما به همان دلیلی که گفتم با وجود مخالفت دخترمان چارهای جز خریدن نداریم. باور کنید این همه هزینه کردن صرفاً برای جهاز و کالاهای تزئینی خیلی زیاد است. به هر حال ما فقط یک دختر نداریم باید به بقیه هم جهاز بدهیم و با این روند حتماً به مشکل مالی برمیخوریم. اگر هم نخریم که واویلا است...
البته دختر و دامادم با خرید یخچال سایدبایساید و ماشین ظرفشویی از همان اول مخالفت کردند و بالاخره هم راضی نشدند من هم به خرید یخچال ساده اکتفا کردم.
حرف و حدیثهای فامیل نمیگذارد درست تصمیم بگیریمقیمتها واقعاً بالاست برای همین چون من از قدیم بخشی از کریستالهای دخترم را خریده بودم دیگر خرید جدید نمیکنم اما قیمتهای چینی و بلور هم خیلی بالاست فکر نکنم اینجا کسی بتواند با ۹ میلیون تومان تمام چینی، بلور و کریستال جهاز دخترش را بخرد.
من دنبال جنس خارجی میگردم نه به خاطر اینکه صرفاً خارجی است نه! من خودم بارها آرکوپال ایرانی خریدهام اما از کیفیتش راضی نبودهام برای همین دیگر برای دخترم حاضر نیستم جنس بیکیفیت بخرم البته چون چینی خودم ایرانی بوده و راضی هستم برای دخترم هم چینی ایرانی خریدم. ما اول تصور میکردیم همین که یک سرویس چینی یا یک سرویس آرکوپال بخریم کافی است ولی وقتی به اینجا آمدیم متوجه شدیم انگار مدل عوض شده است! فروشنده میگوید سرویس چینی سرویس دمدستی است ولی برای سرویس مجلسی و مهمانی باید حتماً آرکوپال بخرید! نمیدانم تفاوتش چیست ولی دوست ندارم ریسک کنم و نخرم و بعدها برای دخترم مشکل یا حرف و حدیثی درست شود. البته نمیخواهم خرج اضافی روی دست شوهرم بگذارم، به هر حال بعد از رفتن دخترم زیربار قرض میرویم اما چه کنیم در بین خانمهای فامیل و آشنا عادتهای بدی رویه شده، زمانی که برای دیدن جهاز عروس میروند اول میپرسند عروس یخچال سایدبایساید دارد یا نه؟ مارکش چیست؟ سایر لوازم برقی چه دارد؟ ساخت چه شرکتی؟ البته فروشندهها هم به این دید دامن میزنند. من وقتی برای خرید یخچال میروم، فروشنده میگوید ایرانی با خارجی تفاوت قیمت چندانی ندارد اما کارایی خارجی بهتر است پس من هم ترجیح میدهم خارجی بخرم. البته خانمهای فامیل هم لحظهای به این فکر نمیکنند یک خانواده اصیل ایرانی که کمتر پیش میآید قهوه بخورند چرا باید برای دخترشان قهوه جوش بگیرند؟! یا ما که یاد گرفتهایم و به دخترهایمان هم یاد دادهایم که باید چایی تازهجوش و تازهدم باشد چرا باید چاییساز بخریم؟ ماشین ظرفشویی و بخارشو و خرت و پرتهای دیگر بماند. من نمیدانم اگر یک تازه عروس خانهدار ظرف دو نفر آدم را در روز و نهایت چند مهمان را نتواند بشوید و در ظرفشویی بگذارد دیگر چه هنری دارد؟!
راستش خیلی دوست دارم در مقابل این دید غلط بایستم اما میدانم در نهایت دخترم به خاطر مارک ایرانی گوشه و کنایه میشنود، خب این چه کاری است همان دو یا سه میلیون تومان را میدهم و جنس خارجی میخرم تا دخترم هم چند سال بیشتر و راحتتر از وسیله استفاده کند. ما اول در خانوادهمان تصمیم گرفتیم از هزینههای جهاز کم کنیم و بقیه پولی که در نظر گرفته بودیم به دامادمان بدهیم تا بتواند گرهی از زندگیاش را باز کند ولی وقتی این تصمیم را با فامیل در میان گذاشتم با مخالفت آنها روبهرو شدم و از تصمیمم صرفنظر کردم.
ظروف سفالی فیروزهای چه ایرادی داشت؟
از نظر من واقعاً خرید چنین محصولاتی که صرفاً دکور است، ضرورتی ندارد. مگر زمان مادر من آنقدر سرویسهای رنگ و وارنگ وجود داشت؟ مگر کریستالی وجود داشت که ملاک سلیقه و کدبانوگری خانمی باشد؟ اصلاً مگر آن زمان درآمدها آنقدر زیاد بود که برای یک شبنشینی ساده تا این اندازه بریز و بپاش کنند؟ نه. البته این خریدها برای بعضی افراد مثل عروسها تا اندازهای قابل قبول است اما برای خانمی که هیچ نیازی به یک سرویس جدید ندارد و صرفاً با اصرار سرویس چند میلیونی جدید میخرد، پذیرفته نیست. این را هم قبول کنید من یک فروشندهام و نمیتوانم کاسبی خودم را کساد کنم.با این حال من برخلاف سایر فروشندگان سعی نمیکنم کسی را اغفال کنم و جنسی را به او بفروشم اما وقتی میبینم چندین خانم هر روز وارد مغازهام میشوند و اصرار به خریدهای آنچنانی کریستال دارند که شاید فقط ۱۳ روز دید و بازدید عید مورد استفاده قرار گیرد و سوغات کشورهای بیگانه است چارهای جز فروش ندارم. جالب اینجاست که بعضی از این خانمها حتی سواد خواندن مارک انگلیسی کریستالها را ندارند و سایر فروشندهها از این موقعیت سوءاستفاده میکنند و یک کالای چینی را خیلی راحت به جای کریستال فرانسه، لهستان یا چک به اصطلاح به او قالب میکنند. ببینید اگر بخواهیم صادقانه نظر بدهیم واقعاً ارزش ندارد برای یک ظرف کاملاً زینتی که فقط در چند روز عید ممکن است چند بار از آن استفاده شود تا این اندازه هزینه کرد. تا همین چند دهه قبل بزرگترهای ما از غذا گرفته تا آجیل و میوه را در ظروف سفالی آبی فیروزهای میریختند که هزینه چندانی هم نداشت، آنقدر از آن ظرفها بیریا و خودمانی تولید همدان و قم استفاده میشد که در ذهن هر کودک نسل قبلی و نسل جدید این ظرفها با رنگهای خاصشان فوقالعاده دوستداشتنی شدهاند تا این اندازه که من ترجیح میدهم قسمتی از خانهام را با همین ظرفها زینت بدهم. ولی تصور کنید بچههای نسل جدید چیزی از خاطرات این چنینی ما در ذهنشان ندارند؛ آنها با ظرفهای جدید که ساخت چک، چین، لهستان، ژاپن و... است نمیتوانند ارتباط برقرار میکنند. شاید خندهدار به نظر برسد اما من گاهی به این فکر میکنم این تفاوت ارزشگذاری برای ظرف تا چه اندازه بین دو نسل متفاوت شده است که اگر ظروف سفالی و چینی گل سرخی قدیم از نسلی به نسل دیگر به ارث میرسید و به عنوان یک یادگاری فوقالعاده عزیز میشد امروز بچههای نسل جدید چون هیچ انگیزه و علاقهای نسبت به کریستال، چینی، بلور، آرکوپال و پیرکس ندارند خودشان گاهی اوقات این ظروف را میشکنند و از این اتفاق ذرهای هم ناراحت نمیشوند!
تفاوت قیمتها باعث فروش بیشتر کالاهای خارجی است
من قبول ندارم که اوضاع فروش در بازار بلور و چینیفروشی شوش بهتر از صنفهای دیگر است. ما در روزهای آخر سال گذشته چند ده فاکتور فروش صادر میکردیم اما امسال به ندرت میتوانیم چند عدد فروش در یک روز داشته باشیم.
البته در حالت کلی فروش سال گذشته نسبت به امسال غیرقابل مقایسه بود. قیمتهای بلور، چینی و کریستال تا سال ۹۰ بسیار مناسب بود طوری که همه مردم از هر قشر و با هر درآمدی توان خرید این نوع کالاها را داشتند بنابراین سود خوبی هم نصیب ما شد اما امسال آنقدر قیمتها بالا رفته که کمتر کسی سراغ خرید چینی و کریستال میرود پس ما فروش آنچنانی هم نداشتهایم اما این نکته را هم باید در نظر بگیرید که بلور، چینی و کریستال جزو لوازم ضروری زندگی نیستند شاید برای همین است که مردم با کمترین گرانی اولین چیزی که از خرید آن صرفنظر میکنند محصولات ماست. ناگفته نماند اگر مشتری کالایی را فقط برای مصرف بخواهد ما به او فقط محصولات داخلی را توصیه میکنیم اما در راسته ما جلب نگاه مشتری شرط خرید کالاست. حالا در نظر بگیرید کریستال و بلور کالایی تزئینی است و در این نوع کالاها زیبایی شرط اول جلب نظر خریدار است. مشتری دوست دارد کالایی بخرد که حباب و رگه نداشته باشد و این خصیصه در محصولات ایرانی به ندرت پیدا میشود. بخشی از خرید و استقبال افراطی خانمها از محصولات خارجی به تفاوت قیمتها باز میگردد. در عرض یک سال گذشته اجناس ایرانی بیش از ۷۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند در حالی که کالاهای وارداتی با تمام هزینههای جانبی تنها ۵۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند، همین دلیلی میشود برای خرید بیشتر مردم از محصولات خارجی. اگر سال گذشته تنها با ۵۰۰ هزار تومان میشد در همین بازار یک سرویس ۱۲ نفره کریستال داخلی را خرید امسال اما الان با نزدیک ۲ میلیون تومان هم نمیتوانی یک سرویس کریستال مناسب خریداری کنی.
در بازار شوش هم نسخه شما را میپیچند
قبول دارم که اینجا بعضی فروشندهها نسخه مردم را میپیچند، الحق والانصاف هم خیلی بهتر از ناصر خسرو میپیچند. اینجا هر مغازهدار سعی میکند با حرفها و تعریفهای خود بازاری برای کاسبی و سود خودش راه بیندازد و اصلاً کاری ندارد که حرف و تعریفش درست است یا دروغ، مهم کاسبی است و درآمد دخل هر روز.
متأسفانه ما اینجا بسیاری از خانمها را میبینیم که در این اوضاع بیپولی حاضرند برای خرید همین کالاهای صرفاً زینتی کریستال و مارکهای طلاکوب ورساچه و نظایر آن ۴ یا ۵ میلیون تومان و حتی ۲۵ میلیون تومان برای خرید چینی و بلور هزینه کنند. اوج نسخهپیچی ما برای مشتریها زمانی است که گنجشک رنگ شده را جای قناری میفروشیم. این نسخهپیچیها در هر صنفی وجود دارد، بهتر است یک سری هم به بازار آجیل و تنقلات در همین چهارراه مولوی همسایه ما هم بزنید. اگر ما کریستال چک یا لهستان را گران میفروشیم چون تولید آن در داخل مقدور نیست هیچ دلیلی ندارد که مردم پسته تولید داخل را با قیمت ۶۰ هزار تومان آن هم از مرکز پخش آن بخرند! مگر ما اولین تولیدکننده و صادرکننده پسته در دنیا نیستیم پس چرا مردم باید تولید خودشان را با قیمت کلان بخرند؟!
جای خالی کریستال در خانه تولیدکنندههای خارجی
بخشی از افزایش قیمتها طبیعی است. وقتی من به عنوان واردکننده تا چند سال پیش میدیدم که ۴ هزار تومان از پول رایج کشورم معادل چندین واحد پولی خارجی بود و به همین دلیل حجم بالایی کالا را میتوانستم خرید کنم امروز باید شاهد این باشم که برای پول ایرانی ارزشی قائل نیستند و من باید برای خرید نصف حجم کالاهای کریستالی سابق چندین برابر پول بپردازم. پس وقتی برای من هزینه خرید کالا در کشور مبدأ و وارد کردن آن به ایران بالا رفته طبیعی است که قیمت فروش هم چند برابر سال قبل شود. من خودم در خانهام از کریستالهای کشورهای معتبر مثل چک استفاده میکنم اما آنقدر قیمتها بالا رفته که ترجیح میدهم اگر بخواهم به کسی هدیهای بدهم کریستال متفرقه یا ایرانی بدهم. به عنوان یکی از واردکنندههای کالا در کشور خیلی راحتتر از فروشندگان میتوانم کالای داخلی را در داخل بخرم با بستهبندی آنچنانی جای کالای خارجی به فروشندهها بفروشم اما این کار را نمیکنم چون به اصل کاسبی حلال و روزی پاک معتقدم. برای من فرقی ندارد مردم میتوانند متوجه تفاوت کالای داخلی یا خارجی بشوند برای من این مهم است که با یک عمر فریب دادن مشتری کالایی را نفروشم، اصلاً دوست ندارم مشتری کالایی را با نام چک بخرد و چند سال بعد به اصطلاح متوجه حقهبازی من شود.
باور کنید در همان کشور چک، چین و لهستان که مهمترین تولیدکننده کریستال و کالاهای تزئینی جهان هستند تا این اندازه فروش بالا نیست. من که رفتن و مراوده با تولیدکنندههای خارجی جزئی از زندگیام شده شاهدم که آنها هیچ وقت از ظرف به عنوان یک شیء تزئینی استفاده نمیکنند، اگر هم ظرف کریستالی داشته باشند، مطمئن هستند برای استفاده ضروری است. شاید به همین دلیل است که کریستال در خانههای تولیدکنندههای این کشورها هم زیاد دیده نمیشود برعکس ایرانیها پیشتازان این خریدهای صرفاً تزئینی برای روکمکنی فامیل شدهاند. من فکر میکنم بخشی از این آسیب از کشورهای عربی همسایه و حاشیه خلیجفارس وارد کشور ما شده و اینطور ایرانیها را در خود بلعیده است.
من بعد از این همه سال سابقه در عرصه واردات امروز میزان وارداتم را براساس سلیقه و زمان در نظر میگیرم. خود مردم به خرید و واردات من جهت میدهند، مثلاً من یاد گرفتهام همیشه دو ماه قبل از عید باید کالاها را وارد کنم تا در عرض یک ماه بتوانم به فروشندهها و بازار بفروشم تا سود خوبی نصیبم شود اما چرا؟ چون خانمها یک دفعه در روزهای آخر سال به سمت خرید بیرویه کریستال میروند! حتی میزان واردات هم براساس سلیقه مردم است اینکه چه کالایی میپسندند، بیشتر میخرند و چه مدلی در بازار پرطرفدارتر است همه میشود دلایلی برای خرید کریستال خاص از کشور مبدأ. برای مثال من تا سال قبل اگر ۶ هزار قطعه کریستال وارد میکردم، امسال فهمیدم که بازار خراب است و برای اینکه ضرر نکنم باید ۳ هزار قطعه وارد کنم ولی باز هم میدانستم که کریستالهای طلاکوب و رنگی طرفداران بیشتری دارند.
- ۹۸/۰۷/۱۲